آیا کارآفرینی محدوده سنی دارد؟



خلاصه

شاید بسیاری از ما با این پرسش مواجه شده ایم که آیا کارآفرینی محدود سنی دارد؟. در پاسخ به این سؤال می توان به این نکته اشاره کرد که اگرچه سن افراد محدودیت چندانی برای راه اندازی یک کسب و کار ایجاد نمی کند ولی مهم است که آن فرد در سنی که قرار دارد چه تجاربی در این راستا کسب نموده است.

22 فروردین 1400

شاید بسیاری از ما با این پرسش مواجه شده ایم که آیا کارآفرینی محدود سنی دارد؟. در پاسخ به این سؤال می توان به این نکته اشاره کرد که اگرچه سن افراد محدودیت چندانی برای راه اندازی یک کسب و کار ایجاد نمی کند ولی مهم است که آن فرد در سنی که قرار دارد چه تجاربی در این راستا کسب نموده است. در ادامه برخی از کارآفرینانی معرفی می شوند که در سنین میانسالی به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کرده اند. لازم به ذکر است که اگر ما فقط در نقطه موفقیت این افراد را ارزیابی کنیم، دچار اشتباه شده ایم. اگر به طور دقیق تر بخواهیم کارآفرینان را ارزیابی کنیم باید فرایند موفقیت آن ها را مورد بررسی قرار دهیم که ممکن است نقطه موفقیت در سن 40 سالگی برای فردی رخ بدهد ولی قطعاً در گذشته شکست های متعددی را تجربه نموده است. در ادامه به برخی از این افراد پرداخته شده است.

هنری فورد
وی مخترع خط تولید صنعتی می‌باشد، که نخستین بار با هدف تولید خودروی ارزان‌قیمت خط تولید را به کار گرفت. او نه تنها انقلابی در صنعت اروپا و آمریکا ایجاد کرد، بلکه ترکیب تولید انبوه کالا، دستمزد بالا برای کارگران و قیمت پایین پیشنهادی او چنان تأثیری بر اقتصاد و جوامع قرن بیستم ایجاد کرد، که آن را فوردیسم نامیدند. فورد دیدگاهی جهانی داشت و مصرف‌گرایی را باعث صلح در جهان می‌دانست. هنری فورد به یکی از مشهورترین و متمول‌ترین مردان تاریخ صنعت تبدیل شد. او پس از مرگ، همۀ ثروتش را به بنیاد فورد بخشید، ولی ترتیبی داد که خانواده‌اش برای همیشه کنترل آن را در دست داشته باشند. فورد در کنار فعالیت‌های صنعتی و اقتصادی، یک نظریه‌پرداز و نویسنده ماهر نیز بود.

فورد به بازدهی بالا اعتقاد داشت. او معتقد بود که بسیاری از شرکت‌ها کاری را که مناسب ۱۰۰ نفر است به ۳۰۰ نفر می‌دهند. او معتقد بود که باید بهترین کارگران را نگهدارد. در سال ۱۹۱۴ فورد تمامی شرکت‌ها را با پیشنهاد حقوق ۵ دلار در روز (معادل ۱۲۰ دلار در روز امروزی) شگفت زده کرد. این مقدار بیش از دو برابر حداکثر حقوق در دیگر شرکت‌ها بود. این کار بسیار سودآور بود، که باعث شد بهترین مکانیک‌ها برای کار به شرکت او هجوم آورند. این کار باعث افزایش بازدهی، کاهش هزینه آموزش و افزایش تخصص گشت. فورد همچنین ساعات کاری را کاهش داد. وی شرکت اتومبیل سازی فورد را در سن 40 سالگی تأسیس نمود.


سام والتون
سام والتون در دوران دبیرستان، در زمینه ورزش خوش درخشید و در سال ۱۹۳۵ به همراه تیم بسکتبال مدرسه قهرمان شد. سام که در دوران رکود بزرگ آمریکا بزرگ می‌شد، کارهای زیادی انجام می‌داد تا به خانواده خود کمک کند. او شیر گاوها را می‌دوشید و پس از ریختن آن ها در بطری، آن ها را به‌فروش می‌رساند. سپس به فروش روزنامه و نیز تحویل آن مشغول شد. سام، پس از اتمام دوران دبیرستان تصمیم گرفت تا درجهت حمایت بهتر از خانواده‌ خود وارد دانشگاه شود. وی تحصیل در رشته اقتصاد دانشگاه میسوری را آغاز کرد و همزمان مشاغل پاره‌وقت را برای پرداخت هزینه‌های زندگی انتخاب کرد، از جمله مدتی در ازای دریافت غذا، در رستورآن ها پیش‌خدمتی می‌کرد. سام والتون، سه روز پس از فارغ التحصیلی، به‌عنوان کارآموز مدیریت به «جی سی پنی» رفت. او در این شغل خود ماهانه ۷۵ دلار حقوق می‌گرفت. وی در سال ۱۹۴۲ پیش از اعزام به سربازی در جنگ جهانی دوم از این کار استعفا کرد. در خلال سربازی در کارخانه «تولسای اوکلاهاما» کار خود را آغاز کرد و در آنجا با همسر آینده خود، هلن رابسون، آشنا شد. هلن دانش‌آموخته بازرگانی دانشگاه اوکلاهاما و دختر یک بانکدار و مزرعه‌دارسرشناس بود. آن ها در ۱۴ فوریه ۱۹۴۳ ازدواج کردند. 

ساموئل مور والتون در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۶۲ پس از ایجاد و اداره موفق ۱۱ فروشگاه، اولین فروشگاه زنجیره‌ای خود، بنام "وال‌مارت را، در آرکانزاس افتتاح کرد وی در این تاریخ 44 سال سن داشت. سام والتون که در ابتدا تنها یک فروشنده بود توانست با روحیه رقابتی و خستگی‌ناپذیرش فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال‌مارت را که اکنون بزرگ‌ترین خرده‌فروشی در جهان به‌شمار می‌آید راه‌اندازی کند و عنوان ابرکارآفرین تاریخ آمریکا را به خود اختصاص دهد. او فلسفه کسب‌و‌کار خرده‌فروشی در آمریکا را دگرگون ساخت کرد بر این اساس تمرکز قدرت از تولید‌کنندگان به مشتریان منتقل شد. ایده‌های او پس از عملی شدن، تصویر صنعت خرده‌فروشی را برای همیشه تغییر داد که آثار آن را می‌توان تا به امروز مشاهده کرد. او در این روند خود را برای سال‌ها به ثروتمندترین فرد آمریکا نیز بدل کرد. امروزه شرکت وال‌مارت دارای ۶ هزار و ۲۰۰ شعبه در ۱۵ کشور جهان و ۸/ ۱ میلیون نفر کارمند است.
"تنها یک رئیس وجود دارد و آن مشتری است". او (مشتری) می‌تواند هر فردی را با هر سمتی در شرکت‌ها و فروشگاه‌ها اخراج کند؛ تنها کافی است برای نیل به این هدف تصمیم بگیرد تا پول خود را در جای دیگری هزینه کند.» زمانی که سام والتون، مؤسس و رئیس فقید فروشگاه‌های زنجیره‌ای «وال‌مارت» چنین جمله‌ای را بر زبان راند به‌هیچ وجه امری بدیهی نبود و در آن دوره نوعی سنت‌شکنی محسوب می‌شد.

ری کراک
در سال ۱۹۲۰ دری کراک  شرکت به نام  لیلی تولیپ که در زمینه ساخت  لیوان و فنجان  فعالیت داشت کار پیدا کرد. ری کراک به دلیل حس ششمی که داشت باعث شد در فروش موفق باشد و مقاومت مردم در خرید محصول را در هر بشکند. کراک می دانست و معتقد بود اگر خود را حقیر بشمارد و پیشرفتی نکند حقیر باقی خواهد ماند، به همین دلیل تلاش بسیاری کرد و برنامه ای برای خود تنظیم کرده بود و هر روز صبح از ساعت هفت صبح با کیف خود که که پر از نمونه های لیوان کاغذی بود به بیرون می رفت و بازاریابی می کرد و سفارش های جدید می گرفت. در همان سال ها بود که با شخصی به نام ارال پرنیس که چند مغازه بستنی فروشی داشت و کراک مسئول تأمین لیوان های مغازه ی او بود آشنا شد. پرنیس برای ساخت دستگاه مخلوط کن شش گردونه را فراهم کرد و به ری کراک پیشنهاد داد که نمایندگی انحصاری فروش آن را در سراسر کشور به عهده گیرد وسودی که به دست می آورد را بین خود به صورت مساوی تقسیم کند. سپس در سال ۱۹۴۸ موفق شدند رکورد فروش مخلوط کن را به ۸۰۰۰ دستگاه برسانند که از اولین قدم های موفقیت ری بود. در آن زمان از مشتریان کراک  دو نفر از مشتریان کراک برادران مک دونالد بودند؛ که ری کراک در سفری به لس آنجلس موفق شد مک دونالد را از نزدیک ببیند.
او با دیدن کیفیت و سرعت مک دونالد در سرویس دهی تحت تأثیر قرار گرفت و به این نتیجه رسید که خوب است همچین امکاناتی در مکان های دیگر هم باشد. شروع به طراحی و برنامه ریزی در این مورد کرد پس از آماده شدن برنامه اش پیش برادران مک دونالد رفت و پیشنهاد خود را با آن ها مطرح کرد. وی در این زمان 52 سال سن داشت. این طرح سبب می شد دو طرف سود کنند از طرفی درامد برادران مک دونالد را افزایش می داد و ازطرف دیگر کراک می توانست فروش مخلوط کن های خود را به بیش ترین مقدار برساند. براساس این قرارداد ۱.۹ در صد از درآمد حاصله از رستوران ها به کراک تعلق می گرفت که ۵% از آن مبلغ را باید به برادران مک دونالد می پرداخت. مدت قرارداد کراک با برادران مک دونالد ده سال به طول انجامید . به این ترتیب در سال ۱۹۵۵ ری کراک نخستین رستوران خود را در غرب امریکا افتتاح کرد.

او هر روز صبح به رستورانش می رفت تا کارکنان خود را در کارها کمک کند، کراک هیچ وقت نظافت دستشوئی، توالت و کف سالن را عار نمی دانست و موفق شد در سال ۱۹۵۶ هشت رستوران جدید در نقاط مختلف کشور افتتاح کند. فروش مخلوط کن فرصتی بود که سبب می شد کراک به رستوان های مختلف برود و از آن ها بازدید کند و از تجربیات آن ها استفاده کند. از هدف های اصلی ری کراک در طول این مدت تأسیس شبکه بزرگی از رستوران های زنجیره ای بود که از نظر کیفیت و تمیز بودن در سرویس دهی، نمونه باشند. ری کراک برای رشد سریع رستوران هایش تصمیم گرفت به مالکانی که املاکشان در گرو بانک بود پیشنهاد دهد که اگر زمینه ایشان را به او اجاره دهند هر ماه اقساط وام آن ها را خواهد پرداخت و صاحبان املاک به سرعت پیشنهاد  او را پذیرفتند چون با پذیرفتن این پیشنهاد املاک راکد و بی فایده آنان درآمد زا می شد.  کراک گروهی از  افراد مهم و با تجربه در زمینه  حسابداری، وکلای دعاوی و مشاوران مالی را گرد آورد. و راز موفقیّت خود را بیشتر انتخاب مناسب افرادی می دانست که برای کارهای مهم و کلیدی برگزیده است.

 
تنها بزرگترین مشکل ری کراک این بود که رستوران های مک دونالد متعلق به برادران مک دونالد است و رستوران ها تنها در چارچوب یک قرارداد در اختیارش قرار دارد در واقع کراک می بایست با پرداخت مبلغی به برادران مک دونالد قرارداد را لغو می کرد و سرقفلی های همه رستوران های مک دونالد را به خود اختصاص می داد. در آن زمان برادران مک دونالد برای واگذاری امتیاز خود مبلغ دو میلیون و هفتصد هزار دلار را پیشنهاد کردند که ری کراک چنین مبلغ کلانی را نداشت. ری کراک موفق شد با دریافت وام و حمایتهای مالی مبلغ را فراهم کند. در سال ۱۹۷۷ ری تصمیم گرفت خاطرات خود را به چاپ برساند که در آن زمان مک دونالد ۴۱۷۷ رستوران در آمریکا و ۲۱ رستوران در خارج از کشور داشت. فورا پس از اینکه ری کراک تمام امتیاز مک دونالد را خرید برای هر شعبه از رستوران هایش مقرراتی جدی و سخت تعیین کردکه این قوانین در موفقیت های او نقش داشت.  ری کراک تا پایان زندگی خود و تمام وقتش را در پیدا کردن مکان های مناسب برای تأسیس رستوران های جدیدش کرد. شرکت مک دونالد هواپیمایی اختصاصی خرید که ری کراک به وسیله ی آن به جستجو می پرداخت تا نقاط مناسبس را برای تأسیس رستوران پیدا کند. او همیشه در رستوران هایش حضور داشت و با وجود پا دردش دست از جست وجو و تلاش برنمیداشت و اعتقاد داشت درد و رنج قابل تحمل تر از تنبلی و بطالت است.

کلنل سندرز
ساندرز در ۱۸۹۰ در ایالت ایندیانا متولد شد و مشاغل مختلفی را از جمله فروشندگی، کارمندی بیمه، کار در مزرعه و پمپ بنزین انجام داد. وی تنها شش سال داشت که پدر فوت کرد و مجبور شد به همراه مادرش مشغول به کار شود. در نهایت این ساندرز بود که می‌بایست  به تنهایی برای خانواده آشپزی کند و بار مشکلات را بر دوش بکشد. در زندگینامه کلنل ساندرز می خوانیم که او تنها ده سال داشت که نخستین شغل خود را با حقوق ماهیانه ۲ دلار در یکی از مزرعه های نزدیک خانه‌شان شروع کرد. پانزده سال داشت که راننده تراموا شد و در شانزده سالگی نیز در کوبا سرباز بود. پس از شانزده سالگی در شغل هایی مانند: آتش نشانی راه آهن، مسئول فروش بیمه، کارگر کشتی‌های کوچک بخاری، فروشنده لاستیک و کارگر پمپ بنزین فعالیت کرد. در سن ۴۰ سالگی ساندرز برای مشتریان یک پمپ بنزین و فروشگاه میان راهی در کوربین در ایالت کنتاکی خوراک مرغ درست می‌کرد. رفته رفته او نحوه ی پخت مرغ خود را که شامل یازده ادویه مختلف بود را به صورت خیلی حرفه ای رساند. ساندرز که از زمان کودکی به آشپزی علاقه داشت و در این زمینه تجربه و هم استعداد خوبی در این کار پیدا کرده بود و هم کنجکاوی کودکانه آن دوران، هنوز هم در کار او به جای مانده بود.  ساندرز مرغ ها را دریک اجاق فشاری، که غذا را با فشار بخار طبخ می‌نمود، درست می کرد.به همین خاطر هم سرعت پخت غذا افزاریش می یافت و هم طعم بسیارمتفاوت و لذیذ تری را پیدا می کرد.

در ۴۰ سالگی یعنی ۱۹۳۰ کارش را با یک رستوران کوچک بین راهی در اتاقکی در یک پمپ بنزین شروع کرد و از ابتدا خودش سر آشپز و صاحب امتیاز بود. او به زودی معروف شد و در سال ۱۹۳۶ فرماندار ایالت به او لقب افتخاری کلنل داد. در ۱۹۳۷ یک متل شیک در کنار مجموعه رستورانش ساخت. در ۱۹۴۰ اولین دستور مرغ کنتاکی را خلق کرد. وی کی اف سی را در سن 62 سالگی تأسیس نمود.  وی در سال ۱۹۸۰ وقتی که حدود ۶۰۰۰ شعبه در سراسر دنیا احداث کرده بود. به علت عوارض حاصل از سرطان خون، از دنیا رفت و حتی تمام پرچم‌های ایالت کنتاکی به مدت ۴ روز به احترام او درحالت نیمه افراشته درآمد. هارلند دیوید ساندرز مشهور به کلنل ساندرز از نظر ثروت و هوش جزو یکی از  افرد معمولی و ساده ای بود ولی ساندرز دارای مهارت، یقین و پشتکار فراوان بود.

 
واژه های مرتبط: ایده در کارآفرینی چیست، کارآفرینی چیست، شرایط کارآفرینی، مثال برای کارآفرینی، سایت ایده کارآفرینی، ایده کارآفرینی، سایت کارآفرینی، کارآفرینی چیست؟+مقاله، کارآفرینی چیست فناوری هفتم، انواع کارآفرینی چیست، کارآفرینی چیست+pdf، مدیریت کارآفرینی چیست، ایده در کارآفرینی چیست، کارآفرینی چیست هفتم، دفتر کارآفرینی چیست، هدف از کارآفرینی چیست، هدف های کارافرینی، اهداف آموزش کارآفرینی
 
پژمان ارژنگ | مشاور کسب و کار
مقالات مرتبط