عوامل تأثیر گذار در موفقیت استارت آپ ها



خلاصه

پرسش هایی که در جلسه با دوستان فعال در حوزه استارت آپ ها از بنده می شود؛ شامل: اصول راه اندازی استارت آپ به چه صورت است؟ شما صفر تا صد راه اندازی استارت آپ را برای ما شرح دهید؟ هزینه راه اندازی استارت آپ به چه میزان؟ مراحل شروع استارت آپ چگونه است؟ قوانین استارت آپ چیست؟ ایده استارت آپ چگونه شکل می گیرد؟ آیا بکر بودن ایده مهم است یا جذب سرمایه گذار قوی؟ و از این قبیل سؤال ها ...

8 شهریور 1398

پرسش هایی که در جلسه با دوستان فعال در حوزه استارت آپ ها از بنده می شود؛ شامل:
اصول راه اندازی استارت آپ به چه صورت است؟
شما صفر تا صد راه اندازی استارت آپ را برای ما شرح دهید؟
هزینه راه اندازی استارت آپ به چه میزان؟
مراحل شروع استارت آپ چگونه است؟
قوانین استارت آپ چیست؟
ایده استارت آپ چگونه شکل می گیرد؟
آیا بکر بودن ایده مهم است یا جذب سرمایه گذار قوی؟
آیا ما باید بر روی تیم سازی بیشتر وقت بگذاریم یا با همین تیم می شود کار را جلو برد؟
اصلاً چه عواملی در موفقیت یک استارت آپ دخیل است؟
و از این قبیل سؤال ها ...

برای پاسخگویی به این سؤال ها شایسته است تجربیات استارت آپ های موفق و ناموفق را بررسی کرد. بررسی استارت آپ هایی که الان دیگه به یک شرکت میلیارد دلاری تبدیل شده اند و استارت آپ هایی که اصلاً ما شاید اسم آن ها رو هم تا به حال نشنیده ایم. یکی از مهمترین تحقیق هایی که در این حوزه صورت پذیرفته است تحقیق بیل گروس است. گروس بنیانگذار و مدیر ایدیالب است.

وی به طور مشخص بیش از 200 استارت آپ موفق و ناموفق از جمله اینستاگرام، وب ون، اوبر، ایر بی ان بی، یوتیوب و.. مورد بررسی قرار داد و در نهایت به 5 عامل زمان بندی (زمان ورود به بازار)، ایده، تیم/اجرا، بیزینس مدل و جذب سرمایه رسید. حتی این 5 عامل را وی و تیمش اولویت بندی کردن و به نتایج جالبی دست یافتند؛ نتایج اولویت بندی به شرح ذیل است:

  - عامل زمانبندی رتبۀ اول؛
  - تیم / اجرا رتبۀ دوم؛
  - ایده رتبۀ سوم؛
  - بیزینس مدل رتبۀ چهارم
  - و جذب سرمایه رتبۀ پنجم را کسب نمودند.

شاید ما اکثراً فکر کنیم داشتن یک ایدۀ بکر تضمین کنندۀ موفقیت یک استارت آپ است. یا اینکه نداشتن یک سرمایه گذار بزرگ در شروع کار ما را قطعاً به سمت شکست سوق می دهد؛ در صورتی که در واقعیت این طور نیست. در مورد نتایج این تحقیق می توان کیس های مختلف رو بررسی کرد. مثلاً استارت آپ زد دات کام سال 1999 شروع به فعالیت کرد. آن ها همان ایده ای رو داشتن که یوتیوب سال 2005 دوباره آن ایده را اجرا نمود. پس چرا اکثراً اسمی از زد دات کام جایی برده نمی شود ولی یوتیوب چرا، علت این امر همان بحث زمانبندی است.

یوتیوب زمانی کارش رو شروع کرد که پهنای باند اینترنت آمریکا حدود 50 درصد افزایش پیدا کرده بود. در نتیجه افزایش سرعت اینترنت، مردم عادی راحت تر می توانستند به تماشای ویدئوی مورد علاقه شان بپردازند. یا استارت آپ ایر بی ان بی سال 2007 در زمان رکود اقتصادی دنیا استارت خورد؛ زمانی که مردم به دنبال پیدا کردن کانال های دیگری برای کسب درآمد بودند. چرا ؟؛ به دلیل اینکه خیلی از آن ها شغل اصلی خود را از دست داده بودند.

در کشور ما از هر 5 استارت آپ، 4 استارت آپ به دنبال جذب سرمایه اند؛ قبل از اینکه خیلی از مسائل و فرایندهای کاری شان مشخص شده باشد. به طور کلی خیلی از مواقع داشتن سرمایه بالا می تواند مضر هم باشد. به طور مثال استارت آپ وب ون یک خواربار فروشی آنلاین بود که سال 1996 راه اندازی شد. این استارت آپ حدود 800 میلیون دلار سرمایه رو ظرف 5 سال از دست داد و در ژوئن 2001 با 2000 کارمند اعلام ورشکستگی کرد. پس ما می توانیم نتیجه بگیریم مجموعه ای از عوامل در موفقیت یک استارت آپ دخیل هستند و شاید بتوان یک نکته در این خصوص ذکر نمود؛ اینکه اگر ما ایده ای داریم مطمئناً افراد دیگری هم به آن ایده قطعاً فکر کرده اند؛ ولی مهم این است که چه کسی آن ایده را به طور شایسته اجرا کرده است.


 

پژمان ارژنگ | مشاور کسب و کار

مقالات مرتبط