اقتصاد زیستی در اروپا



خلاصه

اروپا، همانند سایر نقاط جهان، دارای چالش های عمده زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی است که باید برای ایجاد آینده ای ایمن و سالم برای نسل های آینده به درستی به آن ها پرداخته شود. راه حل هایی برای این امر وجود دارد از جمله تغییر در شیوه زندگی و کارکه در نهایت به نفع همه افراد تمام می شود.

21 آذر 1398

اروپا، همانند سایر نقاط جهان، دارای چالش های عمده زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی است که باید برای ایجاد آینده ای ایمن و سالم برای نسل های آینده به درستی به آن ها پرداخته شود. راه حل هایی برای این امر وجود دارد از جمله تغییر در شیوه زندگی و کارکه در نهایت به نفع همه افراد تمام می شود. گذر از وابستگی به سوخت های فسیلی، تأمین امنیت غذا و استفاده از زیست توده ها به عنوان یک منبع تجدید پذیر برای استفاده درصنعت از دیگر راه حل ها خواهد بود. حرکت به سوی اقتصاد زیستی راه را برای تضمین آینده ای پایدار روشن می نماید. استفاده از فرایندهای زیستی ریشه در تجربیات گذشته جامعه بشری دارد، مثل استفاده از پشم و پنبه برای ساخت پارچه یا استفاده از چوب برای ایجاد گرما که به زمان های بسیار دور برمی گردد. اما پیشرفت های اخیر در زمینه علوم زیستی در اروپا و چالش های موجود، ضرورت حرکت اقتصاد اروپا را به سمت اقتصاد زیستی بیش از بیش نشان می دهد. اقتصاد زیستی در حال حاضر سهم قابل توجهی از توسعه پایدار را دارا می باشد، که این سهم در آینده از طریق تولید مواد خام تجدید پذیر، تولید تغذیه سالم و تولید زباله کمتر افزایش خواهد یافت.  اقتصاد زیستی منجر به ادغام علم و کسب وکار در جامعه می شود. گردش مالی در حوزه اقتصادزیستی در اروپا در سال 2009 بالغ بر 2 میلیارد یورو بوده است که این امر منجر به اشتغال بیش از 21 میلیون نفر عمدتاً در روستاها و از طریق شرکتهای کوچک و متوسط شده است.
اگرچه اروپا دارای یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان است، اما توسعه و حمایت از اقتصاد زیستی عموماً در سطح ملی انجام شده است. هماهنگی در سیاست ها مزیت هایی مثل صرفه جویی در مقیاس را به دنبال خواهد داشت و عدم  هماهنگی منجر به زیان اتحادیه اروپا  نسبت به اقتصادهای بزرگ دیگر همچون آمریکا شده و نیاز به تحقیق، آموزش ، نوآوری و سرمایه گذاری در این حوزه در اروپا دیده می شود. برای به دست آوردن حداکثر منافع، بخش های مختلف اقتصاد زیستی نیز باید به درستی با هماهنگ باشند. از آنجایی که این بخش ها به همه وابسته اند، بایداقدام هماهنگ در سراسر اروپا صورت گیرد،این ارتباط بدان معنی است که همه بخش ها باید به اندازه هم قوی باشند، یک پیوند ضعیف می تواند به کاهش قابل توجه اثربخشی رقابت دراروپا منجر شود. در حال حاضر جهان با 6 چالش بزرگ مواجه است، که آن ها عبارتند از:
1- مدیریت پایدار منابع طبیعی؛
2- تولید پایدار؛
3- بهبود سلامت عمومی؛
4- تعدیل تغییرات آب و هوایی؛
5- ایجاد تعادل و یکپارچه سازی تحولات اجتماعی؛
6- توسعه پایدار جهانی.


1) مدیریت پایدار منابع طبیعی:
در سطح جهانی، مهمترین منابع طبیعی زمین و آب می باشند که به خواسته های فزاینده جمعیت رو به رشد پاسخ می دهند. در حال حاضر تقاضا برای افزایش کیفیت مواد غذایی و استفاده از مواد خام تجدید پذیر برای تولید انرژی و سایر مصارف صنعتی به طور قابل توجهی رو به افزایش است. از طرفی زمین های قابل کشت در دنیا کاهش یافته و زمین های بایر، شور و غیر قابل کشت توسعه یافته است. جنگل ها و دیگر منابع کره زمین بخصوص در کشورهای در حال توسعه به دلیل فشار و استفاده بیش از حد رو به زوال است و نیاز به یک مدیریت منسجم و کارا در جهت حفاظت از محیط زیست وتنوع زیستی بیش از پیش به چشم می خورد. پرداختن به این چالش ها در حقیقت نیاز به یک درک مشابه از نیازهای در سطح جهانی، منطقه ای و ملی دارد. افزایش و حفظ  بهره وری از زمین های کشاورزی موجود ، محدود کردن استفاده نادرست و غیرعلمی از منابع وزیستگاه های طبیعی، ایجاد سیستم های تولید مختلط و بهینه سازی استفاده از تنوع ژنتیکی برای پرورش محصولات کشاورزی بهبود یافته و حفظ درختان، حیوانات و ماهی ها سهم عمده ای رادر دستیابی به یک سیستم مدیریت پایدار منابع طبیعی بازی می کند. نمونه های آن عبارتند از:  
1- به حداقل رساندن فشردگی خاک و به حداکثر رساندن کشت مناطق حاصلخیز از طریق استفاده از فن آوری های جدید؛ 
2- استفاده از گونه های گیاهی سازگاربا شرایط سخت و نیاز به آبیاری کم که منجر به کاهش فرسایش خاک می شود؛
3- کاهش مصرف آب در زنجیره تولید وعرضه مواد غذایی؛
4- بهبود برنامه ریزی محیطی برای کمک به انطباق با تغییرآب و هوا.


2) تولید پایدار:
مدیریت منابع طبیعی پایدار شروع حیاتی است،اما کل زنجیره تأمین نیز باید پایدار باشد، برای اطمینان از امنیت غذایی ما باید به سمت تأمین مقدار کافی از مواد خام و انرژی های تجدید پذیر، کاهش استفاده غیر علمی از منابع طبیعی و حمایت از رشد و ترقی اقتصاد روستایی حرکت کنیم. فراتر از این، باید زیرساخت های بازیافت ضایعات در روش های مفید و کارآمد ایجاد شود. فرصت های پیشروعبارتند از:
1- استفاده از  بیوتکنولوژی و سایر فن آوری های مدرن، کشف راه های جدید برای بهبود بهره وری و استحکام تولیدات زراعی، دامی و آبزیان؛
2- جنگل ها دارای پتانسیل زیادی برای استفاده از مواد خام تجدید پذیرو ایجاد نوآوری و ارزش افزوده در تولید محصولات می باشند؛
3-  توسعه بخش های گوناگون، مانند استفاده ازجلبک ها برای تولید سوخت های زیستی، استفاده از منابع جایگزین حیوانات و ماهی ها برای تولید محصولات غذایی است؛
4- استفاده ازضایعات اجتناب ناپذیر اعم از کشاورزی، باغبانی و بخش دیگر برای تولید بیوگاز.
 
3) بهبود سلامت عمومی:
امروزه ایمنی و کیفیت مواد غذایی در اروپا بسیار زیاد است. بهبود کیفیت تولیدگیاهان خوراکی و توسعه عملکردی دیگرمواد غذایی می تواند کمکی در جهت تولید غذا با کیفیت بالا باشد،که این امر باعث دستیابی افراد به یک رژیم غذایی سالم و پایدار و در نهایت منجر به سلامتی جامعه می شود. بیماری حیوانات می تواند از طریق مصرف محصولات غذایی به انسان منتقل شود و سلامتی اورا به خطر اندازد که اقتصاد زیستی ابزاری برای به حداقل رساندن این خطرها است. حوزه هایی که در آن اقتصاد زیستی تأثیر خواهد شد عبارتند از:
1- توسعه غذاهای جدید که منجر به بهبود تغذیه و سلامت در سطح جامعه می شود.به طور خاص ، مواد غذایی که منجر به افزایش طول عمر وبه ایجاد الگوی زندگی سالم از طریق افزایش تعامل بین مصرف کننده و تولید کننده می شود؛
2- بهبود مقاومت در برابرانتقال بیماری ازحیوانات به انسان از طریق توسعه واکسن پیشگیری ، آموزش و بهینه سازی مدیریت مزارع و سیستم تغذیه دام ها؛
3- پرورش گیاهان دارویی برای تولید دارو با اثربخشی بالا برای انسان و دام ها؛
4- آزمایش مداوم و جمع آوری اطلاعات از طیور برای کاهش بیماری و پیشگیری به موقع.

4) تعدیل تغییرات آب و هوایی:
بخش کشاورزی در اروپا نقش مهمی در تغییرات آب وهوایی دارد،ازجمله کمک به تولید گازهای گلخانه ای (GHGs) از طریق متان تولیدی از نشخوارکنندگان، اکسید نیتروژن از تجزیه کودهای ازت و دی اکسید کربن حاصل ازبکارگیری سوخت های فسیلی در مزارع. تولید ملزومات زندگی انسان نیز سهم بسزایی در تولید گازهای گلخانه ای دارد. برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای می توان ازمحصولات زیستی جایگزین مبتنی براستفاده از حلال های سمی آلی، اصلاح نباتات و فن آوری های جدید، بکارگیری پالایشگاه های زیستی روستایی برای ادغام طیف وسیعی از فعالیت ها و استفاده کارآمد تر از انرژی، آب و حمل و نقل بین مزارع و افزایش انعطاف پذیری در مواجهه با تغییرات آب و هوایی استفاده کرد.راه حل های مرتبط با این حوزه در اقتصاد زیستی عبارتند از:
1- پردازش با استفاده از تجزیه زیستی یا تخمیر به جای پردازش شیمیایی  که می توان از تولید گازهای گلخانه ای در طیف گسترده ای از بخش های صنعتی جلوگیری کند؛
2- جایگزینی سوخت های زیستی بجای استفاده از بنزین و گازوئیل؛
3- حرکت به سوی استفاده از باقی مانده های کشاورزی، باغبانی و زباله ها به عنوان زیست توده که پتانسیل زیادی برای کاهش گازهای گلخانه ای دارد.


5) ایجاد تعادل و یکپارچه سازی تحولات اجتماعی:
در مقایسه با انقلاب صنعتی، که اقتصاد زیستی کمتر شناخته شده بود ، در حال حاضراین استراتژی در حال تکامل می باشد که عامل اصلی توسعه اقتصاد روستایی و دریایی می باشد، مثال های این استراتژی عبارتند از: توسعه کشاورزی، پرورش آبزیان و توسعه جنگل که در نهایت منجر به افزایش اشتغال درمناطق محروم و روستایی می شود. الگوهای اشتغال دراقتصاد زیستی بیشتر به صورت افزایش کارآفرینی تجلی می کند.در هرزمان، شغل جدید ایجاد خواهد شد، بنابراین به طور کلی انتظار می رود اشتغال در این حوزه رو به افزایش باشد. اقتصاد زیستی به افزایش نوآوری در جامعه کمک می کند وافراد جامعه را به کارآفرینی تشویق می نماید. تأثیرات دیگر اقتصاد زیستی در جامعه عبارتند از:
1- استفاده از از آخرین تحولات در زمینه فنی و مهندسی و تولید کارآمد محصولات نهایی سازگار با نیازهای اجتماعی؛
2- عملی کردن خواسته های در حال تغییرمصرف کنندگان اروپایی با افزایش پژوهش و بهبود تعادل تغذیه ، همراه با تکنیک های پردازش و تشخیص مواد؛
3- ایجاد ارتباطات شفاف و ارائه پیشرفت های جدید به ایجاد اعتماد اجتماعی نسبت به اقتصاد زیستی کمک خواهد کرد.


6) توسعه پایدار جهانی:
بیش از یک میلیارد نفر در دنیا  دچار سوء تغذیه ومستعد ابتلا به بیماری های مختلف هستند . از طرفی  امید به زندگی بین افراد کاهش یافته است. این امر تا حدی به دلیل فقدان کالری موجود در تغذیه این افراد مانند استفاده زیاد از برنج به عنوان غذای اصلی بخصوص در کشورهای درحال توسعه می باشد.این گونه گیاهان، از نظر داشتن برخی از ویتامین ها و مواد معدنی فقیر هستند. دانشمندان اروپایی کار بر روی فن آوری های جدید و تولیدکاراتر این محصولات را شروع کرده اند. اروپا نیز به طور سنتی نقش کلیدی در آموزش کشاورزی و پرورش دام وطیور به کشورهای در حال توسعه  داشته است که این نقش در سال های اخیر کم رنگ شده است .کشورهای در حال توسعه با بسیاری از چالش هایی روبرو هستند که اتحادیه اروپا در حال حاضر با آن ها روبرو است، به عنوان مثال حفظ زنجیره غذایی و افزایش محصول و تنوع ژنتیکی حیوانی. برخی از چالش ها به خصوص امنیت غذایی و تغییرات آب و هوایی بزرگترین تأثیر خود را در کشورهای کمتر توسعه یافته داشته است. بنابراین این چالش ها فرصتی را برای  صادرات سوخت های زیستی و حامل های انرژی زیستی برای کشورهایی که به اقتصاد زیستی اهمیت می دهند و در این زمینه پیشرفت هایی داشته اند فراهم می سازد. کمک های اقتصاد زیستی در این حوزه عبارتند از:
1- پیشرفت در اصلاح نباتات گیاهان اجازه می دهد تا تولید گازهای گلخانه ای کاهش یابد وتولید مواد غذایی کارآمد ترشود؛
2- آموزش مناسب، انتقال دانش و نیازهای کلیدی برای ایجاد نوآوری درکشورهای در حال توسعه؛
3-  مدیریت پایدارجنگل به دنبال تعادل عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی؛
4- ایجاد درآمد حاصل از ایجاد زنجیره ارزش درتولید و حمایت از اقتصادهای در حال توسعه در مناطق روستایی.



منبع
حمیدی، ناصر، ارژنگ، پژمان، یزدان پناه، علی. (1393). استراتژی های اقتصاد زیستی، تهران: انتشارات شهر آشوب.


 
  پژمان ارژنگ | مشاور کسب و کار
مقالات مرتبط